کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت عشق دروغ غرور اونوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت بانوی ماه...!
بانوی ماه...!
  
 
 
دی 1384
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
عصرها

 

 خرسند از آنم که باردگر انعکاس روح را به حضور دل میزبان هستم

 خرسندم در شادی قلبی که به لبخندی اوج را می طلبد و

 ثنا گوی ندای هستم که مرا به خویش می خواند  !

 آنجا که من نیستم و او هست !

 من فریاد سر می نهم و

 او عین عمل را در غیبت من به تجلی می نشاد !

و باز مردی جلوگر می شود در قامت دوست !

احرام به تن می گیرد و من لبیک می شوم !

من خنده و اشک و اه می شوم ! او در کعبه طواف می شود !

من راهی خویش می شوم ! دوست راهی من می شود !

من سجده و او نشانم می شود !

من اشک و او نگاهم می شود !

من سماء و او شبابم می شود !

من مست و او ساغرم می شود !

من بنده و او منعمم می شود !

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 23627


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به یادگار برای کسی که نه!
برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم
تا یادم نرود آنچه که بودم.
چیزی نیست جز دل نوشت های من.

سلام ،
من نه فرشته ام و نه از جنس آسمون ،
و نه به قول اون نویسنده معروف یک کلوخ تیپا خورده
، من  فقط یه آدمم ،
یه آدم که گاهی زیادی مهربونه گاهی زیادی حساسه
و گاهی هم زیادی مغرور ،
آدمی که دوست داره همه رو دوست داشته باشه
و با همه زلال باشه !
اما افسوس که آدمای دیگه گاهی این چیزا رو حس نمی کنن !!
کاش خدای اون بالاها آدمایی رو سر راه هم قرار بده
که حرف همو بفهمن  ، به یه چیز بخندن ، به یه چیز اشک بریزن  ،
و فهم و ادب و ایمان چاشنی صداقت کلامشون باشه .
به همون خدای آسمونا
اینا شعر نیست شعار نیست لااقل برای من نیست
اینا از عمق وجود م بلند میشه
.
.
.
این منم که تو را می خوانم

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

کسی که همواره به یاد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانی

پس آرام و گرم می نویسم

دوستت دارم


حرف دل
زمانی کودکی را فهمیدیم که بزرگ شده بودیم
                     ×××
و حرف را زمانی درک کردیم که  جز دروغ چیز دیگری برای گفتن نداشتیم ...  



بس که دیوار دلم کوتاه اس،هرکه از کوچه تنهایی ما میگذرد،به هوای هوسی هم که شده،سرکی میکشد و میگذرد

شناسنامه کامل من...